سه سال را در کانکس، زیر باران ،رو به پنجره ، ورق زدیم ..
+ترسناک است این گذر زمان.من اماده ی بزرگ شدن نیستم..
+این حجم از ذوقم برای باران غریب بود
+نه اینکه حتی به آن دو ارزو رسیده باشم اما همین خیال باطل فرزانه که میگفت رسیدی هم حال خوب کن بود برام.
+روزهای خوب سختی نیست.روزهای سخت خوبی ست..
(اصراری نیست که فرقشان را حس کنید)
برچسب: فرزانه,
نویسنده: نگار اسماعیلی
شناخت آنقدر اتفاق بزرگ و سنگینی ست که اگر خودت خودت را بشناسی خدا را شناختی!
از همین است که چند وقتی ست وقتی کسی ادعای شناختن کسی را میکند خنده ام میگیرد ..!
+چند نفری هستند که خیلی بهشان نزدیکم.بعد همینطور که میبینی شان میگویی چقدر ارام چقدر خوب چقدر خوش بحالشان.اما من -تازه کمی-باخبرم از حال بدشان.تناقض هاشان.جنگ هاشان.
حالا جنگ های خودم که هیچ..
+از همین است که با همه عشق و ارادتم به خانم قاسمی توی کتم نمیرود که این جنگ تمام شدنی باشد..
زیباترین و دلکش ترین خاطره ام از امام رضا علیه السلام اردوی سال سوم راهنمایی مان است.
اولین روسری لبنانی بستن ها
اولین چفیه از بازار رضا
اولین دل کندن و گریه و بیرون انداختن گردنبند از پنجره ی قطار
اولین صلوات شمار
.
من انموقع خیلی خرابکاری کرده بودم اما از ته دل یک سوال از امام پرسیدم و امام جوابم را دادند.این را فقط میگویم که بگویم اگر هم گناهکارید،مثل من گناهکار پررویی باشید:)
فاخته
برچسب: ایران,
نویسنده: نگار اسماعیلی
برچسب: نمانیم,
نویسنده: نگار اسماعیلی
برچسب: جهانی,
نویسنده: نگار اسماعیلی